facebook یا همان صورت کتاب، بهتر بگویم توالت عمومی مجازی

از همون روزهای اولی که فیس بوک یا  به قول خودم صورت کتاب وارد بازی شد , حس خوبی نسبت بهش نداشتم. منی که همیشه مثل خوره ها قبل از اینکه چیزی معروف بشه یکی از اولین ایرانی های عضو بودم این بار با اکراه حساب صورت کتابم رو باز کردم. و بر عکس عده ای که نداشتن این صورت کتاب رو عقب ماندگی و دمودگی می دانستند زیاد از داشتنش احساس خوبی نمیکردم.

دلایلی وجود داشت که از این سایت اجتماعی لذت نبرم. یادم میاد از بچگی از دنباله رو بودن نفرت داشتم ، وقتی facebook وارد عرصه شد همه هجوم آوردن برای باز کردن حساب خیلی ها تنها به خاطر اینکه از بقیه عقب نمونن، غافل از اینکه از کاستی های این جور سایت ها خبر نداشتنذ، غافل از اینکه دارند خصوصی ترین بخشهای زنذگی شون رو به نمایش میذارن. از مشخصات پدر و مادر و برادر و خواهر گرفته تا نام دوستان و دوست دختر و دوست پسر فرد و ...

اشتباه نکنید، من مخالف جامعه باز مجازی نیستم تنها با شیرجه ناگهانی به فضایی که هنوز شناخته شده نیست و ناگهان عریان شدن در چنین فضایی بدون هیچ دیواری مخالفم.

اگر بخوام facebook یا همون صورت کتاب رو با چیزی مقایسه کنم اونو با توالت عمومی ای مقایسه میکنم که در و دیوارهایی شیشه ای دارد و بعد از استفاده از آن باید دنبال سیفونی بگردید که یک جایی مخفی شده و اگر دگمه سیفون را پیدا نکنید آبرویتان جلوی استفاده کننده بعدی خواهد رفت.

/ 7 نظر / 8 بازدید
portamino

سلام کلن خیلی حال کردم مراقب خودت باش رفیق راستی چی میخونی؟کی بر میگردی ایران؟

مجید

سلام رفیق... با یادداشت هات خیلی حال کردم چند سال هست که فیلیپین اقامت دارین؟ راستی چی میخونی؟؟؟؟ راستش قصد دارم برای ادامه تحصیل بیام فیلیپین نیاز به راهنمای دارم البته اگر زحمتی نیست...ممنون میشم اگر از طریق emailپیام بفرستی سپاسگزارم از وقتی که میزاری....

ارش

خیلی بچه ای حالم از وبلاگت به هم خورد با این مزخرفات

0221

گاو منونو اوردم بگم کجا بشاشه هر هر هر خر واسه خودت شخصیت جمع کن

space rock

khob avazzzzi kos kesh ahmagh kesafffat