رها

زندگی‌ در میان انسانهایی‌ با فرهنگهای مختلف، صحبت کردن به زبان‌های متفاوت و تجربه سخت کنار آمدن با برخی‌ درد‌های به جا مانده از گذشته به من آموخت که هرکجا میتواند بسته به شرایط خانه نام گیرد.

خانه چیست؟ مگر نه همان جاییست که به تو احساس پذیرفته شدن و آرامش بدهد؟ مگر نه همان جاییست که زخمهای تو راه مرهم باشد، پس چگونه می‌تونم به گذشته تعلق داشته باشم؟ گذشته ایی که هیچ کدام از نیاز‌های عاطفی مرا برآورده نکرد. اصلا تعلّق یعنی‌ چه؟ و اصلا چه کسی‌ گفت که تعلق زاده اجبار است؟ که اگر کسی‌ به جایی‌ تعلّق داشته باشد هیچ گاه نیزی به ترک آن مکان پیدا نکههد کرد.

ما آدم‌ها زده شده‌ایم که آزاد و رها باشیم، شاید برای فراموش کردن واژه رهایی باید بهایی گزاف بپردازیم ولی‌ در پایان باز سرنوشت ما رهاییست، که اگر بدن دست نیابیم بیهوده زیسته ایم. 

  فردا دیگر بار خورشید به سوی ما باز خواهد گشت، خورشیدی که از شرق تا غرب را در نوردید تا نورش را به طوره یکسان به همهٔ ما بیفشاند، فردا ما هم به سان همهٔ انسانهای دیگر از خواب بلند می‌شویم اما دوباره هرکدام به تارو پودی چنگ می‌زنیم تا فراموش کنیم که رها آفریده شده ایم.

/ 4 نظر / 11 بازدید
فرید

با عرض سلام و خسته نباشید از ظاهر وبلاگتان این طور به نظر می رسد که برای آن زحمت کشیده اید ما هم می خواهیم شما را در این زمینه یاری برسانیم شما یقینا محدودیت هایی که یک وبلاگ دارد را به خوبی می دانید با این حال بد نیست مجددا آنها را با هم مرور کنیم: وجود یک تبلیغ ناخواسته و نامربوط با محتوای وبلاگ محدودیت در قالب های وبلاگ نداشتن فضای مناسب برای قرار دادن فیلم و عکس و فایل و ... سخت بودن افزودن یک امکان ساده، مانند نظرسنجی،آمارگیر جدید و ... عدم پشتیبانی از امکانات پیشرفته تر با این حال راهی ساده برای حل تمامی این مشکلات وجود دارد تبدیل وبلاگ به سایت به آدرس سایت مراجعه کنید و مراحل را دنبال نمایید و ظرف 24 ساعت از تمامی این مشکلات برای همیشه خلاصی پیدا کنید موفق باشید 2108974803

ّّّپرستو

به موضوعات ریزی میپردازید ولی دقت فرمائید غلط املائی نداشته باشید!

Univers

آزادی که راهنمایش هیچ تکلیفی نباشد هراس آور است. و تو سیاوش همانند کسی نباش که برای هدایت خویش در پی نوری میرود که خود به دست دارد. بدا به حالت اگر بگویی خوشبختیت مرده است چون تو آن را بدین سان در رؤیاهایت ندیده بودی. جز آنچه به سویت می آید آرزو مکن.[لبخند]

Univers

همین که فضای پیرامونت رنگ تو را به خود گرفت یا تو به آن رنگ درامدی دیگر سودی برایت نخواهد داشت. باید آن را ترک بگویی. هیچ چیز برایت خطرناک تر از خانواده ی تو اتاق تو گذشته ی تو نیست. از هر چیز جز آموزشی که برایت به ارمغان می آورد برمگیر. و کاش لذتی که از آن جاری است مایه ی خشکیدن و به پایان رسیدنش شود.